على اصغر شميم

330

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

فقيد عباس آشتيانى نقل مىكنيم : « سفير روس در تهران به رسم ايران آدم‌هاى عديده جلو خود مىانداخت . روزى از امير وقت ملاقات خواست . سه ساعت به غروب وعده داد . سفير آمد و امير بيرون نيامد . سفير مدتى منتظر ماند ، خواست برود پيشخدمت جلو گرفت كه امير مىآمد باز يك ساعت طول كشيد و امير بيرون نيامد . سفير متغير شد كه به دولت امپراتورى توهين كرده و حركت نمود . امير آمد و گفت چه شده . گفت سه ساعتى وعده كرده الان يك ساعت است . امير گفت اين رسم ايران است . سفير گفت ما به رسم خود رفتار مىكنيم . امير گفت شما در روسيه با چند نفر راه مىرويد ، گفت تنها مىروم . گفت چرا اينجا عده‌اى نوكر جلو مىاندازيد . گفت به رسم ايران . گفت : اگر به رسم ايران راه مىرويد ، رسم وعده‌ى ايرانى هم دو ساعت تأخير دارد » . روايت ديگر : « نظر آقا يمين السلطنه « 1 » با لهجه‌ى تركى شيرين خود مىگفت كه وقتى من خيلى جوان و در وزارت امور خارجه مترجم بودم ، ميرزا تقى خان اميركبير هروقت سفراى خارجه را مىپذيرفت ، مرا براى مترجمى احضار مىنمود . روزى كه وزيرمختار روس در يك موضوع سرحدى تقاضاى بىمناسبتى داشت ، امير كه به هيچ‌وجه گوش شنوايى اين قبيل حرف‌ها را نداشت ، وقتى كه مطلب را ترجمه كردم در جواب گفت : از وزيرمختار بپرس كه هيچ كشك و بادنجان خورده‌اى ؟ وزيرمختار از اين سؤال تعجب كرد و گفت : بگوييد خير . گفت : پس به وزير مختار بگو ما در خانه‌مان يك فاطمه خانم جانى داريم كه كشك و بادنجان را خيلى خوب درست مىكند ، اين دفعه وقتى كه فاطمه خانم جان كشك و بادنجان درست كرد ، يك قسمت هم براى شما خواهم فرستاد تا بخوريد و ببينيد چقدر خوب است : آى كشك و بادنجان ، آى فاطمه خانم جان وزيرمختار گفت : بگوييد ممنونم ، اما در موضوع سرحدى چه مىفرماييد . به امير گفتم . امير گفت به وزيرمختار بگوييد : آى كشك و بادنجان ، آى فاطمه خانم جان و همين‌طور تا بالاخره چون وزيرمختار ديد غير

--> بيندازد ديگر چيزى باقى نمانده كه به سر من بيايد ، لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . بارى مقرر فرماييد كه يكى رفته عذر بخواهد . اقلا عاليجاه شهباز خان برود و سوار شود . مىگويم من فرستادم قبله‌ى عالم و عالميان روحنا فداه استحضار ندارند . . . ( نقل از كتاب ميرزا تقى خان اميركبير ، تأليف عباس اقبال ، صفحه‌ى 248 . ) ( 1 ) - نظر آقا اصلا از آسوريان اروميه بود و در مدرسه‌ى يسوعبين اسلامبول تحصيل كرده بود . وى پس از مدتى معلمى در دار الفنون و مترجمى در وزارت خارجه و نيابت سفارت ايران در پترزبورگ ، در سال 1287 قمرى وزيرمختار ايران در پاريس گرديد .